قصـــــرعشـــــق
|
|
عشق تو ...
عشق تو همچون يک خواب خيالي بر ذهن من سايه انداخته است و چشمان من ياراي مقابله با آن را ندارد ... کاش بار عشقت را کمي سبک تر بسته بودم و به کلبه قلبم آورده بودم تا اکنون سنگيني آن مرا نيازارد ... تو همه چيز را با خود بردي جز يک چيز احساس من به تو را ، که به عنوان يادگاري به جا گذاشتي و رفتي و حال از تو همان به يادگار مانده است که نام حقيقيش عشق است ... آن هم عشق تو نوشته اي از بهاره و سعید | سه شنبه 27 شهریور1386 | 8:13 | |
|