قصـــــرعشـــــق
|
|
غروب
در غروب تنهايي به سراغم مي آيد و من مي مانم و غم تنهايي کاش هيچگاه غروب نمي شد تا من از آنچه که هستم تنهاتر نمانم در غروب غم خود را به جاده مي سپارم شايد که رفت و به او رسيد قلب پر غم خود را همراه آن فرستاده ام شايد که با ديدن آن به ابتداي عشق بازگردد نوشته اي از بهاره و سعید | پنجشنبه 28 آذر1387 | 20:11 | |
|