قصـــــرعشـــــق
|
|
لحظه دیدار بهار
دارد از زمين و آسمان بهار مي بارد اين واژه بهار ناخودآگاه مرا به ياد نگاه مهربان تو مي اندازد تنها به تو فکر مي کنم و تمام ثانيه هاي زندگي طعم باران مي گيرند دلم مي خواهد بهار هم نامم که مي آيد در کنار تو باشم يعني مي شود تنها با تو ، در لحظه ي ديدار بهار ؟! حال دارم در ذهن تجسم مي کنم که داري نوشته هايم را مي خواني چقدر زيباتر مي شوي ... دلم برايت تنگ شد ! همين لحظه که اين سطر را برايت نوشتم آسمان باريد و بيش از چند لحظه قبل دلم برايت تنگ شد من در سال جديد بزرگترين و ارزشمندترين هديه را از تو مي خواهم اينکه بيايي رو به رويم باشی و ثانيه هاي زمان را در اختيار بگيري در نگاهم شريک شوي و با لهجه سبزرنگت بگويي که : " دوستم داری " به من قول بده که اين کار را مي کني و براي هميشه فاصله ها را از ميان برميداري و بدان که تمام لحظات را به اين هديه زيبا فکر مي کنم هديه من يادت نرود يک وقتي ! هزار بار دوستت دارم اي ياور هميشه مهربان من ... روزگارت مبارک نوشته اي از بهاره و سعید | پنجشنبه 29 اسفند1387 | 13:0 | |
|