قصـــــرعشـــــق
|
|
زندگی من ... تو !
زندگي ! چه واژه غريبانه اي ! که حتي اشکهاي من و تو را نمي بيند درد دل ما را نمي شنود و ما در خود مي مانيم و پر مي شويم از سکوت و تنهايي ! کاش زندگي همچون پروانه اي که همدم شمع است و مي سوزد با دل ما همراه مي شد و مي سوخت آن گاه ديگر بار غم را در خيال خويش نمي پرورانديم و من و تو بدون هيچ واهمه اي ما بوديم ! اما دريغ ! که زندگي ، تنها باور جدايي را آموخته است تا نگذارد در دنياي پوچش سهم من و تو از اين بيشتر شود !
نوشته اي از بهاره و سعید | یکشنبه 28 تیر1388 | 10:15 | |
|