قصـــــرعشـــــق
|
|
هوس ... " تا " هوس هرزه ات را مانند پيچکي ، بر ساقه ظريف احساساتم پيچانده اي تا عشق بماند ! سحرگاه با اولين طلوع صبحگاهي ريشه ات را مي تراشم حتي اگر سهم من مردن باشد !
گفتي : مي روي " تا " و من عمري در حسرت اين " تا " ماندم روزها که مي آيند بازگشتت را به انتظار مي کشم سالهاست " تا " هايت را همه در چمداني ريخته ام که بيايي به دستت دهم بگويم : برو " تا " نوشته اي از بهاره و سعید | جمعه 20 شهریور1388 | 19:40 | |
|