تبليغاتX
قلب من آهسته بنواز اين نيلبک عاشقانه را ، کودک همسايه خواب است . نکند با تراوشهاي عشقت ، قلبي راهي اين سرزمين سوخته شود که من آهنگ تنهايي را بهتر مي نوازم . بهترين ارمغان شايد محبت باشد اما زيباترين عشق است
قصر عشق

قصـــــرعشـــــق






چشمان بارانی  

 آپلود عکس  

چشمانم به هر کجا که روانه مي شود در جستجوي توست

چرا که مدتهاي طولانيست از تو و نگاهت دور مانده است

دور دست ها را مي نگرد شايد نشانه اي از رد پاهايت را بر سنگفرش ها ببيند

شايد بار ديگر به خاطر عشق تو را بيابد !

هر گاه که از خيابانهاي بي عبور مي گذرم و رهگذري در حال عبور است

ناخودآگاه بوي تن تو به مشامم مي رسد و گمان مي برم آشنايي ديرين است

هراسان به سويش مي نگرم
 
اما در آخر تنها او را غريبه اي مي يابم که مرا با او آشنايي نيست !

دل من چه ساده و خوش است

که باور دارد هنوز هستي و تو را در ميان ديگران مي کاود ! 

مسافتها را بدون تو يکي يکي طي مي کنم و هوا را با حرص مي بلعم

مرا چه به زمين !

دلم با آسمان بودن را مي خواهد ، شايد اينگونه يافتن تو هم آسان تر شود

آزرده شدم بس که عمق عشق تو را ديدم ، اما تو را نديدم

خسته شدم از اينکه راههاي طولاني را طي کردم ، اما تو را نيافتم !

اما چه می توان کرد وقتی که ديگر اختيار چشمان بارانيم با من نيست

چون هميشه و در همه جا در جستجوي توست

هر چند که يافتنت آسان نيست ! 
 

نوشته اي از بهاره و سعید | سه شنبه 28 مهر1388 | 13:10 | |