قصـــــرعشـــــق
|
|
چه ساده فراموش شدم !
چه ساده رفتي و مرا فراموش کردي مني که ديوانه وار عاشقت بودم و عشق را در وجود مهربان تو خلاصه مي کردم چه بي تفاوت از کنار من و دلتنگيهايم گذشتي و حتي براي چشمان مانده به راهم دستي تکان ندادي گمان مي بردم که قلبت تا هميشه از آن من است اما ندانستم که تنها عشقت سهم دلم است و من مي مانم و روياهايي که هيچگاه تحقق نمي يابند حال درست است که براي هميشه مرا از ياد بردي و به دست فراموشي سپرده اي اما من هنوزدر باور خويش به با تو بودن دلخوشم و بدان که همين دل خوشي بهانه اي شده تا دوباره ريسمان زندگي را در دست بگيرم و ادامه دهم نوشته اي از بهاره و سعید | جمعه 25 اردیبهشت1388 | 15:20 | |
|