تبليغاتX
در سکوت دلم هميشه عشق تو را زيباترين لحظه بودن خواهم ديد بمان با من اي مهربانترين و بدان که بي دليل تر از تمام دليلها ... دوستت دارم ...که دوست داشتن را دليلي نيست
قصر عشق

قصـــــرعشـــــق






مجنون عشق  

اکنون که خداوند تو را به من داده خوشحالم ،

و از اينکه هميشه تو را در کنارم دارم به خود مي بالم !

چه لذت بخش است دوش به دوش تو قدم زدن ،

و از آن شيرين تر با تو همکلام شدن !

عشق قلب کوچکم را از خود بي خود کرده ، چرا که تنها تو را

در ميان ديگران باور کرده است !

کاش زودتر از اينها تو را یافته بودم ،

زيرا احساس مي کنم با عشق تازه متولد شده ام !

حال ... تو مرا ليلاي خويش مي پنداري ،

من تو را مجنون عشق مي نامم !

تو مرا براي خود مي داني ،

من نيز تو را از براي قلب خود مي دانم !

و چه زيباست لحظه رسيدن به اوج خوشبختي ،

زماني که هر دو همديگر را براي هم مي خواهيم !

نوشته اي از بهاره و سعید | چهارشنبه 13 خرداد1388 | 20:20 | |