قصـــــرعشـــــق
|
|
از کنارم نرو !
و لحظه هاي تلخ رفتنت را در حصار چشمانم زنداني نکن از چه مي ترسي وقتي عشق بين ما اينقدر نيرومند است چرا با عشق بیگانه شده ای و از جدايي سخن مي گويي ؟! روزگار مي خواهد شکست ما را ببيند اما تو مانند من خسته نشو ! و بدان هر ثانيه که مي گذرد خدا با دل ما همراه است از کنارم نرو ! بمان و بگذار هميشه با هم بودن را حس کنيم حس هميشگي در کنار هم بودن تا ابد ! تو خوب مي داني که لحظه اي نمي تواني از من دور بماني حتي خود من ، که نمي توانم لحظه اي جدا بودن از تو را تحمل کنم آري از کنارم نرو ! و قلب کوچکم را با بار جدايي سنگين نکن کنارم بمان و بودنت را در رگهايم تازه تر کن مگذار با رفتنت غريبي تنها و گوشه گير باشم که از هجوم دلتنگي و تنهايي پژمرده شده است نوشته اي از بهاره و سعید | دوشنبه 5 مرداد1388 | 12:30 | |
|