قصـــــرعشـــــق
|
|
دلم گرفته است ! آسمان مانند دل من ابري و غم گرفته است هيچ چيز در مقابل چشمانم آنطور که بايد زيبايي ندارد و رنگ دل چسب خود را باخته است ! به چه دل خوش باشم وقتي تو را در کنار خود ندارم دلم به وعده هايت خوش بود که آنها هم دروغي بيش نبود ! دل گرفته و خسته از اين روزگار پرملالم حرفهايم را براي چه کسي زمزمه کنم وقتي همدمي براي گفته هايم نمي يابم ! رفتن کار تو نبود ، کاش من زودتر رفته بودم تا اکنون انتظار آمدنت سهم من نباشد ! اين روزها کارم همين است اين که گوشه اي را براي خلوت خويش بيابم با خداي خويش راز و نياز کنم قلمي در دستانم بگيرم و دردهايم را بر پيکر کاغذ نقاشي کنم ديگر مرا راهي نيست جز اينکه هر روز دلم را اينگونه آرام کنم هرچند که نبودت بر من سخت مي گذرد ! نوشته اي از بهاره و سعید | پنجشنبه 5 شهریور1388 | 13:30 | |
|