تبليغاتX
قلب من آهسته بنواز اين نيلبک عاشقانه را ، کودک همسايه خواب است . نکند با تراوشهاي عشقت ، قلبي راهي اين سرزمين سوخته شود که من آهنگ تنهايي را بهتر مي نوازم . بهترين ارمغان شايد محبت باشد اما زيباترين عشق است
قصر عشق

قصـــــرعشـــــق






دلم گرفته است !  

 

آسمان مانند دل من ابري و غم گرفته است

هيچ چيز در مقابل چشمانم آنطور که بايد زيبايي ندارد

و رنگ دل چسب خود را باخته است !

به چه دل خوش باشم وقتي تو را در کنار خود ندارم

دلم به وعده هايت خوش بود

که آنها هم دروغي بيش نبود !

دل گرفته و خسته از اين روزگار پرملالم

حرفهايم را براي چه کسي زمزمه کنم وقتي همدمي براي گفته هايم نمي يابم !

رفتن کار تو نبود ، کاش من زودتر رفته بودم

تا اکنون انتظار آمدنت سهم من نباشد !

اين روزها کارم همين است

اين که گوشه اي را براي خلوت خويش بيابم

با خداي خويش راز و نياز کنم

قلمي در دستانم بگيرم و دردهايم را بر پيکر کاغذ نقاشي کنم

ديگر مرا راهي نيست جز اينکه هر روز دلم را اينگونه آرام کنم

هرچند که نبودت بر من سخت مي گذرد !

نوشته اي از بهاره و سعید | پنجشنبه 5 شهریور1388 | 13:30 | |