قصـــــرعشـــــق
|
|
امید عشق با بودنت اميد در دلم رخنه ميکند تمام سياهي ها از روزگار ذهنم دور مي گردد و همه چيز حتي ثانيه هاي رفتني براي من مي شود با درخشندگي چشمانت ، چشمانم تابش خورشيد را نمي خواهد با نفس کشيدنت زندگي برايم لذت بخش مي شود و با وجود تو قلبم به وجود کسي ديگر احتياجي ندارد به اميد اينکه دوباره تو را نزديک به قلبم احساس کنم و دستهايم را در آرامش دستانت غرق کنم به اميد اينکه با تمام خوبيهايت به روي همه چيز لبخند زنم و روزم را با شادي و پر از شور آغاز کنم حس عاشقي در من سرازير شود و تمام مويرگهاي تنم با عشق پيوندي ناگسستني بندد تا اين جمله " که نسبت به ديروز عاشقتر شده ام " را باور کنم دلخوش ترم کن که به تو دلخوش مانده ام سرپناه هميشگيم شو که به تو پناه آورده ام و آرامگاه خستگيهايم باش که به شانه هايت تکيه کرده ام زيرا از تمام دار و ندار دنيا تنها تو را براي اين قلب پاک دارم نوشته اي از بهاره و سعید | جمعه 1 آبان1388 | 14:40 | |
|