تبليغاتX
قلب من آهسته بنواز اين نيلبک عاشقانه را ، کودک همسايه خواب است . نکند با تراوشهاي عشقت ، قلبي راهي اين سرزمين سوخته شود که من آهنگ تنهايي را بهتر مي نوازم . بهترين ارمغان شايد محبت باشد اما زيباترين عشق است
قصر عشق

قصـــــرعشـــــق






اسیر تنهایی !  

 آپلود عکس

در قلعه محصور قلبم خواستم تنهايي را به زنجير کشم

تا نا اميد از روزگار نباشم !

آرزوهايم را در خاکش خواباندم

تا هوسي در سر نداشته باشم !

تمام خاطراتم را به دست باد سپردم

تا دلتنگ تو نباشم

اما نشد ... که همه اش خواب و خيال بود !

چون لحظه اي که ياد تو مي افتم

نفس در سينه ام حبس مي گردد

هوا براي تنفسم کم مي شود

چشمهايم مي لرزد

و دانه هاي بلورين اشک بر روي گونه ام مي غلتد و همانجا مي ميرد !

در اين دنيا دلخوشي هايم کم نيست

اما تو را که ندارم انگار هيچ دلخوشي برايم نيست 

ناخوش مانده ام

چون چهره ات از خاطرم رفتني نيست !

حال با همه اينها تنهايي مرا در دام خويش کشيد

و اميدم را از من گرفت

خاطرات با تو بودن آزارم داد
 
و مرا نسبت به ديروز دلتنگ تر کرد

آرزوهايم همه بر باد رفت

وحسرت عشق تو به دلم ماند !

نوشته اي از بهاره و سعید | پنجشنبه 14 آبان1388 | 13:45 | |