قصـــــرعشـــــق
|
|
تنها با عشق !
او مرا عمري عاشق و ديوانه خود کرد او که حال و روز مرا نمي فهميد وقتي بود همه چيز رنگ دلخواه من را داشت در خود فرو افتادم و شکستم عشق او تا ابد بلاي روح و جانم شد ماندنش آرزويم بود اما او رفتن را بهانه کرد تکه هاي شکسته قلبم توشه راه سفرش شد او رفت و مرا در اينجا تنها گذاشت و خاطراتش را در گوشه اي از دلم جا داد
نوشته اي از بهاره و سعید | جمعه 8 خرداد1388 | 20:15 | |
|