تبليغاتX
در سکوت دلم هميشه عشق تو را زيباترين لحظه بودن خواهم ديد بمان با من اي مهربانترين و بدان که بي دليل تر از تمام دليلها ... دوستت دارم ...که دوست داشتن را دليلي نيست
قصر عشق - بهای عشق

قصـــــرعشـــــق






بهای عشق  

من هرگر نفروختم عشق را

اما خود در اين معامله فروخته شدم

و با بهايي اندک تن به بازنده شدن دادم

عشق گران بود و من که خود آفريننده عشق ، از آن کم بهاتر

ديگر مرا تاب و تواني براي ماندن نيست

تحمل از من سلب شده است  

غم است که در گلوگاه حنجره بيداد مي کند

و با دستان نامرئي خويش هر روز گلويم را مي فشارد

بايد ديد چه مي شود !

همان طور در بازار عشق به عنوان برده اي عاشق سرگردانم

غلام حلقه به گوش عشق شده ام

و چاره اي نيست مرا

جز سوختن و ساختن در کنار عشق!!

 

نوشته اي از بهاره و سعید | دوشنبه 18 خرداد1388 | 21:10 | |